دو شعر جديد

با خيال تو

 بر عرشه‌ي كشتي قرون وسطايي،

من كار مي‌كنم و آواز مي‌خوانم،

تو دامنت را جمع مي‌كني و

          برايم آب ليمو مي‌گيري

مورچه‌ي سرسختي از شيار تخته‌ها مي‌گذرد

   و پشت يك ميخ‌ زنگ‌زده،

                      با ترديد مي‌ايستد

بادبان از نفس مي‌افتد

عرق‌هاي پيشاني‌ام را پاك مي‌كنم

         و با خيال تو

                به جزيره‌ي تنهايي پا مي‌گذارم

 

***************

 شكارچي پير

 لبخند كشدار چشم‌هاي تو

تلنگر بزرگي است

براي شكارچي پير

كه مثل يك گلنگدن زنگ‌زده

مجبور است به باروت كهنه اعتماد كند

و پروانه‌هاي خيال را

فرصتي دوباره دهد

تا در حياط پشتي

با قطره‌هايي بياميزند

كه چند فصل پيش

با رگبارهاي موسمي

آمدند،

خودي نشان دادند،

و بند رخت را

با گل‌هاي پارچه‌يي در صلات ظهر تابستان

و درد قلنجي در شب‌هاي خشك زمستان

تنها گذاشتند

 

حالا مدت‌هاست

شكارچي نمي‌داند

             با بند پوتين‌هاي پوسيده چه كند

و چرا وقتي در آشپزخانه

              سيب‌زميني خرد مي‌كند

                            اشكش درمي‌آيد؟!

عليرضا بهرامي - "شوكران" ويژه شعر و قصه عاشقانه، دي ۱۳۸۹

 

بگذريم

مي‌گويم اگر قرار باشد هر چيز جالبي كه صبح تا شب مي‌بينيم بياييم در وبلاگ و فيس‌بوك بنويسيم كه از كار و زندگي مي‌افتيم. كافي است كمي در اطرافت دقيق شوي، مثلا مي‌تواني مثل سهيل محمودي سه دفتر شعر از همين كوتاه‌هايي كه گوشه‌ي ذهن مي‌آيند يادداشت كني و به ناشر بدهي كه منتشرش كند تا ديگران هم لذتش را ببند. من‌كه خوشم مي‌آيد از اين كارها. فقط كافي است سرت را بچرخاني و دور و برت را بنگري؛ حتا در يك مكالمه‌ي درون اتوبوسي، در چند خبر يا حتا در يك فيلم. مثلا همين فيلم سينمايي مسافر ري كه چند روز پيش هم تلويزيون پخشش كرد؛ خودش دوتا نكته‌ي جالب داشت دست كم؛ اول اين‌كه درحالي‌كه برخي روزنامه‌ها تلويحا اعدام خاتمي را به‌خاطر حرف‌هايش خواسته‌اند، صداوسيما در تيتراژ فيلم با فونت درشت از او تقدير و تشكر مي‌كند. يا همان كارگرداني كه در اين فيلم مختار را زير سؤال برده و در ديالوگي از زبان حضرت عبدالعظيم، او را فردي معرفي مي‌كند كه فقط خشونت را مي‌شناخته و نه شريعت حسين (ع) را، حالا براي تجليل و ترفيع منقبت او، چندميليارد تومان خرج مي‌گذارد روي دست و مختارنامه را مي‌سازد. البته خب آدم‌ها ديدگاه و ايمانشان هم تغييرپذير است چه برسد به علم‌شان. اصلا بگذريم، اين چرخ‌دهنده دهان ما كه راه مي‌افتد ممكن است كار را به‌جاهاي تنگ (يا به قول مجري‌هاي كم‌بنيه تلويزيون و راديو، ضيق!) بكشاند.

نمي‌دانم گاهي شهوت نوشتن جوري در تنت بالا و پايين مي‌رود كه انگار خواسته باشي فقط چيزي نوشته باشي.

باز هم بگذريم؛ اما:

 رمان «رهاي ِ‌ عشق» نوشته‌ي آناهيتا آذرشكيب منتشر شد. اين كتاب در چهار ماه تأليف شده و ماجراي آن هم به داستان دختري مي‌پردازد كه از مشكلات رواني رنج مي‌برد و در جست‌وجوي عشق است. داستان از روي دفترچه‌ي خاطرات شخصي شخصيت اصلي داستان روايت مي‌شود؛ درحالي‌كه دانشجوست و براي ادامه‌ي تحصيل به شهر ديگري رفته است و اتفاق‌هايي برايش رخ مي‌دهد.

نخستن رمان آذرشكيب با نام «رهاي ِ‌ عشق» 366 صفحه است و با قيمت 7000 تومان به وسيله‌ي نشر آموت منتشر شده است. رمان ديگري نيز از اين نويسنده‌ي جوان با نام «خوب كبود» ازسوي نشر يادشده منتشر خواهد شد. اين رمان به روايت ماجراي دختري مي‌پردازد كه درگير اعتياد است.

آذرشكيب تنها ۲۳ سال سن دارد و در آينده از او خيلي بيشتر خواهيد شنيد؛ اگر قدر خودش و دنياي جديدش را بداند.

واقعيت انفجاري داستان‌نويسان زن در "عصر روشن"

هشتمين نشست ادبي «عصر روشن» با موضوع «داستان زنان» عصر روز پنج‌شنبه، ‌٩ دي‌ماه با حضور جمال ميرصادقي، مهسا محب‌علي، گيتي رجب‌زاده، انسيه كريمان، عليرضا محمودي ايرانمهر و جمعي از اهالي فرهنگ و ادب و رسانه برگزار شد.

              

ادامه نوشته

در هشتمين نشست «عصر روشن»

جمال ميرصادقي و مهسا محب‌علي از «داستان زنان» مي‌گويند

سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
1389/10/05
12-26-2010
13:42:29
8910-02991: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

نشست دي‌ماه از سلسله نشست‌هاي فرهنگي «عصر روشن» با موضوع داستان، پنج‌شنبه (9 دي‌ماه) با بحث «داستان زنان» از ساعت 15:30 در كتاب‌سراي روشن برگزار مي‌شود.

به گزارش بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عليرضا بهرامي - دبير سلسله نشست‌هاي فرهنگي «عصر روشن» - با بيان اين خبر، افزود: در نشست دي‌ماه كه درواقع چهارمين نشست داستان عصر روشن محسوب مي‌شود، ميزگردي با عنوان «زنان و داستان» برگزار مي‌شود كه در آن، جمال ميرصادقي - داستان‌نويس پيشكسوت و مدرس داستان‌نويسي - و مهسا محب‌علي - داستان‌نويس و برگزيده‌ي جايزه‌هاي ادبي مختلف ازجمله گلشيري و منتقدان و نويسندگان مطبوعات - سخن خواهند گفت. همچنين عليرضا محمودي ايرانمهر - داستان‌نويس - مجري افتخاري اين ميزگرد خواهد بود.

در نشست پيشين داستان عصر روشن نيز كه با حضور و سخنان بلقيس سليماني و محمدرضا گودرزي در ميزگرد «داستان ايراني» همراه بود، محسن فرجي - داستان‌نويس - مجري افتخاري نشست بود.

بهرامي افزود: اما هشتمين نشست عصر روشن با داستان‌خواني نيز همراه خواهد بود و طي آن، مهسا محب‌علي و گيتي رجب‌زاده به داستان‌خواني مي‌پردازند و جمال ميرصادقي درباره‌ي ويژگي‌هاي اين داستان‌ها سخن خواهد گفت. همچنين عليرضا محمودي ايرانمهر يك داستان از مجموعه‌ي داستان آماده‌ي چاپش را با موضوع و درباره‌ي زنان، براي حاضران خواهد خواند.

او همچنين تأكيد كرد: با توجه به شرايط زماني نيمه‌ي دوم سال، نشست‌هاي عصر روشن، تا پايان فصل زمستان، از ساعت 15:30 آغاز خواهد شد.

كتاب‌سراي روشن در خيابان سميه، تقاطع خيابان شهيد مفتح واقع شده است.

انتهاي پيام

كد خبر: 8910-02991

 

+ شبيه اين خبر در خبرگزاري مهر

+ در خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)

+ شبيه اين خبر در خبرگزاري سينماي ايران

+ اين خبر در سايت مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري

+ اين خبر در سايت مد و مه

+ اين خبر در سايت شادزيست

+ اين خبر در نمايه تهران

+ اين خبر در روزنامه ملت و سايت فرهنگخانه

+ شبيه اين خبر در سايت پايگاه ادبي متن نو

+ شبيه اين خبر در روزنامه فرهيختگان

+ شبيه اين خبر در روزنامه وطن امروز

+ همين خبر در روزنامه ملت ما

+ همين خبر در شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي

+ شبيه اين خبر در روزنامه اعتدال

+ هيمن خبر در سايت آينده نگار

+ در خبرگزاري كار ايران (ايلنا)

+ در سايت فرهنگخانه

+ در سايت هشتاد (ادبيات ايران)

+ در سايت نيوزآنلاين

+ در جامعه مجازي iran20

+ در نشريه تخصصي شعر يانوس

+ در پايگاه خبري چگاسه