ميگويم اگر قرار باشد هر چيز جالبي كه صبح تا شب ميبينيم بياييم در وبلاگ و فيسبوك بنويسيم كه از كار و زندگي ميافتيم. كافي است كمي در اطرافت دقيق شوي، مثلا ميتواني مثل سهيل محمودي سه دفتر شعر از همين كوتاههايي كه گوشهي ذهن ميآيند يادداشت كني و به ناشر بدهي كه منتشرش كند تا ديگران هم لذتش را ببند. منكه خوشم ميآيد از اين كارها. فقط كافي است سرت را بچرخاني و دور و برت را بنگري؛ حتا در يك مكالمهي درون اتوبوسي، در چند خبر يا حتا در يك فيلم. مثلا همين فيلم سينمايي مسافر ري كه چند روز پيش هم تلويزيون پخشش كرد؛ خودش دوتا نكتهي جالب داشت دست كم؛ اول اينكه درحاليكه برخي روزنامهها تلويحا اعدام خاتمي را بهخاطر حرفهايش خواستهاند، صداوسيما در تيتراژ فيلم با فونت درشت از او تقدير و تشكر ميكند. يا همان كارگرداني كه در اين فيلم مختار را زير سؤال برده و در ديالوگي از زبان حضرت عبدالعظيم، او را فردي معرفي ميكند كه فقط خشونت را ميشناخته و نه شريعت حسين (ع) را، حالا براي تجليل و ترفيع منقبت او، چندميليارد تومان خرج ميگذارد روي دست و مختارنامه را ميسازد. البته خب آدمها ديدگاه و ايمانشان هم تغييرپذير است چه برسد به علمشان. اصلا بگذريم، اين چرخدهنده دهان ما كه راه ميافتد ممكن است كار را بهجاهاي تنگ (يا به قول مجريهاي كمبنيه تلويزيون و راديو، ضيق!) بكشاند.
نميدانم گاهي شهوت نوشتن جوري در تنت بالا و پايين ميرود كه انگار خواسته باشي فقط چيزي نوشته باشي.
باز هم بگذريم؛ اما:
رمان «رهاي ِ عشق» نوشتهي آناهيتا آذرشكيب منتشر شد. اين كتاب در چهار ماه تأليف شده و ماجراي آن هم به داستان دختري ميپردازد كه از مشكلات رواني رنج ميبرد و در جستوجوي عشق است. داستان از روي دفترچهي خاطرات شخصي شخصيت اصلي داستان روايت ميشود؛ درحاليكه دانشجوست و براي ادامهي تحصيل به شهر ديگري رفته است و اتفاقهايي برايش رخ ميدهد.
نخستن رمان آذرشكيب با نام «رهاي ِ عشق» 366 صفحه است و با قيمت 7000 تومان به وسيلهي نشر آموت منتشر شده است. رمان ديگري نيز از اين نويسندهي جوان با نام «خوب كبود» ازسوي نشر يادشده منتشر خواهد شد. اين رمان به روايت ماجراي دختري ميپردازد كه درگير اعتياد است.
آذرشكيب تنها ۲۳ سال سن دارد و در آينده از او خيلي بيشتر خواهيد شنيد؛ اگر قدر خودش و دنياي جديدش را بداند.