سردرگمي‌هاي پدرش را دارد

از ديشب يك لحظه هم فكر مجتبا بروسان از ذهنم خارج نمي‌شود. به قول فرشته، از سنش بزرگ‌تر بود؛ حاصل تربيت غلامرضا. مثل عمه‌اش نگاه پدرش را به‌همراه نياورده بود، اما مثل پدرش در نوجواني پدر را از دست داد. از جمع حاضر هم خواستم كه اگر آمده‌اند تا رضا را فراموش نكرده باشند، مجتبا را فراموش نكنند.

جمعي ۸۰ نفره از شاعران و اهالي ادبيات و رسانه كه براي نكوداشت و يادبود غلامرضا بروسان و الهام اسلامي - و البته ليلا بروسان - كه حالا شناسنامه‌هايشان پانچ شده و مهر "باطل شد" خورده است، از نقاط مختلف كشور در عصر روشن گرد هم آمدند تا در شب تولد ۳۸سالگي رضا ثابت كنند، شناسنامه‌ي كاغذي تنها در ادارات دولتي سنديت دارد.

خوشحالم كه صندلي‌اي كه براي محمود دولت‌آبادي خالي نگه داشته بوديم هم خالي نماند.

شعر مجتبا بروسان - شاعر خوب آينده - براي پدرش:

بيدار شدم

فهميدم سردرگمي‌هاي پدرم را دارم

مي‌خواستم سوزني بردارم تا فرو كنم در يكي از بندهاي دستم

تا خوني بيايد و اين خواب را باطل كند

ديگر مي‌ترسم

ديگر مي‌ترسم از خيابان‌ها، جاده‌ها، چراغ قرمزها

من قطعا از خوابش هم مي‌ترسم

گزارش و عكس‌هاي ايسنا را در ادامه مطلب ببينيد به‌اضافه لينك گزارش‌هاي مهر و...

ادامه نوشته

شمع تولدي براي بروسان! / ما به اميد زنده‌ايم

يادم مي‌آيد روزي كه خبر درگذشت بروسان رسيد، پس از آن لحظه‌هاي تاريك، ۲ بار تنم لرزيد؛ يك‌بار وقتي پس از آن‌كه نفر به نفر جلو رفتم و به جواد كليدري رسيدم كه گفت "بله عزيز! درسته؛ من الان بالاسر جنازه‌ام"، ديگر وقتي كه آرش شفاعي پشت تلفن آن‌طور هق هق مي‌كرد. به هر حال اين اتفاق براي ما افتاده، شايد همان مسيري كه به خواب منتهي مي‌شد و دوستش داشت، در آن صبح مه گرفته‌ي پاييزي، او را از ما گرفت. حالا رفته رفته همه چيز به روال عادي خود برمي‌گردد.

به همين خاطر در گردهمايي شاعران كه براي نكوداشت شعر و شاعري غلامرضا بروسان و الهام اسلامي، پنج‌شنبه از ساعت ۱۶:۳۰ در نشست فوق‌العاده‌ي «عصر روشن» با همكاري دبيرخانه‌ي «جايزه‌ي شعر خبرنگاران» برگزار مي‌شود، نمي‌خواهيم صرفا مرثيه‌سرايي كنيم، كه وقت آن است كه بيشتر به بررسي شعرهاي اين دو - همان دو عزيز سفركرده معروف -و مسير شاعري‌شان بپردازيم.

در اين نشست كه اتفاقا در شب سال‌روز تولد غلامرضا بروسان ترتيب خواهد يافت و شمعي هم به همين منظور روشن خواهيم كرد، افرادي همچون احمد پوري، محمدهاشم اكبرياني، منوچهر حسن‌زاده، عليرضا بهنام، مهرنوش قربانعلي، آرش شفاعي، نرگس برهمند و خودم، درباره‌ي آثار اين زوج شاعر سخن خواهند گفت.

همچنين در اين مراسم كه با حضور جمعي از دوستان و دوستداران شعر بروسان و اسلامي از نقاط مختلف كشور برگزار مي‌شود، شاعراني چون رسول يونان، پوريا گل‌محمدي، علي عربي، رضا ياوري، عليرضا جهانشاهي، مرتضي حنيفي و ياسين نمكچيان به شعرخواني خواهند پرداخت.

اين نشست روز پنج‌شنبه، 24 آذر، در نشاني: تهران - خيابان سميه - نرسيده به تقاطع مفتح - كتابسراي روشن، برگزار خواهد شد. 

+ خبر‌هاي مهر و ايبنا و ايسنا و خبرآنلاين درباره‌ي اين گردهمايي

روز تاسوعا زدم به چاك جاده، همان‌روزي كه خبر رسيد از جاده پر كشيدي رو به آسمان، اين چند روزه را مدام در جاده بودم، ساوه، همدان، اسدآباد، كنگاور، صحنه، بيستون، كرمانشاه، تويسركان، سركان، سر قبر يحقوق نبي، ميررضي آرتيماني و شايد باباطاهر و بوعلي و عارف و حجي نبي، نبودي، در جاده جنونت را پي گرفتم، هر راننده‌اي را به شكل تو ديدم، هر آهن‌پاره‌اي را مركب تو تصوير كردم، هي پاي فشردم و پاي فشردم، باز هم به گرد پايت نرسيدم كه نرسيدم.

بخشي از حرف‌هايم درباره غلامرضا بروسان، باقي‌ش بماند براي مجلس نكوداشتش و شايد بعدتر:

تهران:۱۳:۴۴ ,  ۱۳۹۰/۰۹/۱۶

بهرامی در گفتگو با مهر:

یک امکان فرامرزی را از دست دادیم

علیرضا بهرامی گفت: وقتی خبر درگذشت بروسان را شنیدم، به خاطر از دست رفتن یک امکان و فرصت فرامرزی افسوس خوردم. درد و زبان مشترک انسانی در شعرهایش نمود داشت و این اشعار به شدت ترجمه‌پذیر بودند.

علیرضا بهرامی، شاعر و دبیر جلسات ادبی عصر روشن در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: رابطه من و بروسان، یک رابطه دوستانه که در سالیان دور ریشه داشته باشد، نبود. آشنایی من و او ریشه در شعر دارد. اولین دیدار و آشنایی‌مان مربوط به نخستین دوره برگزاری جایزه شعر خبرنگاران در سال 85 برمی‌گردد. آن زمان مجموعه‌ای به نام «یک بسته سیگار در تبعید» به دستمان رسید که توسط شاعری که برای ما ناشناس بود، ارسال شده بود.

وی افزود: این مجموعه توسط غلامرضا بروسان سروده شده بود و خودش هم آن را چاپ کرده بود که توجه من و دیگر دوستان دست‌اندرکار جایزه شعر خبرنگاران را جلب کرد. در جلسه‌هایی که در مراحل نهایی انتخاب آثار داشتیم، من و برخی از داوران روی این اثر تاکید داشتیم. نظر برخی دیگر از دوستان هم درباره آثار دیگر مساعد بود. به هر حال در هیئت داوری نظرها بسیار متکثر بود. چند ساعت بحث کردیم تا در نهایت «یک بسته سیگار در تبعید» با اکثریت آرا برگزیده شد.

این شاعر ادامه داد: وقتی برای اعلام خبر برگزیده شدن این کتاب با بروسان تماس گرفتیم، زیاد موضوع را جدی نگرفت ولی هنگام حضورش در مراسم پایانی که در کافه نشر ثالث برگزار شد، شعرخوانی‌اش و تشویق و استقبالی که از آن شد فصل جدیدی از زندگی شاعرانه‌اش بود.

بهرامی گفت: این انتخاب جایزه شعر خبرنگاران به 3 دلیل فصل جدیدی در حیات شعری این شاعر بود. دلیل اول توانایی شعری‌اش بود. دلیل دوم روحیه پیگیری‌اش بود. به این معنی که شعر در زندگی‌اش بسیار اهمیت داشت. او امروز زنده نیست و من هم نمی‌توانم به جایش صحبت کنم، ولی می‌دانم که شعر نسبت به بسیاری موضوعات دیگر در زندگی‌اش اهمیت بیشتری داشت. دلیل سوم هم حقانیت و اصالتی بود که اشعارش داشت. چون هرچه اصالت داشته باشد، در دل مخاطب جا کرده و روز به روز به ارزش‌هایش افزوده می‌شود.

دبیر جلسات ادبی عصر روشن در ادامه گفت:‌ وقتی خبر درگذشت بروسان را شنیدم، بیشتر از این که برای درگذشت یک شاعر و همسر شاعرش دلگیر شوم، به خاطر از دست رفتن یک امکان و فرصت فرامرزی افسوس خوردم. درد و زبان مشترک انسانی در شعرهایش نمود داشت و این اشعار به شدت ترجمه‌پذیر بودند. همان‌طور که علی عبداللهی و احمد پوری هم در این زمینه فعالیت‌هایی داشتند که اکنون هم این موضوع در دست کار است. با مرگ بروسان متاسف شدم که این فرصت بین‌المللی را از دست دادیم.

وی افزود: این حرفی نیست که من الان آن را بگویم. در اردیبهشت ماه امسال در دوازدهمین نشست عصر روشن هم اعلام کردم که بروسان اگر قدر خودش و شعرهایش را بداند، می‌تواند شاعری با وسعت جهانی شود. من این موضوع را درباره هیچ شاعر نسل جوان و امروزی نگفته‌ام. نکته دیگر شهادت پدرش در خرمشهر و مرگ یکی از دوستانش بود که با او رابطه مریدی و مرادی داشت که این اتفاق در سال‌های اخیر به شدت رویش تاثیر گذاشت که این تاثیر را در بهترین شعرهای او دیده‌ایم. بهترین شعرهای او آن‌هایی هستند که متاثر از مرگ آن دوست سروده بود.

بهرامی ادامه داد: مرگ‌اندیشی و مرگ‌آگاهی در اشعار بروسان پررنگ بود و این موضوع در شعرهای اخیرش هم به خوبی دیده می‌شد. در یکی از شعرهای آخرش مجلس خاکسپاری‌اش را ترسیم کرده بود که این موضوع در بین ایرانی‌ها، یک فرصت و تهدید محسوب می‌شد. فرصت از جهت برقراری ارتباط بهتر با مخاطب و تهدید از این جهت که خیلی از شاعران دیگر این تصاویر را پیش از این خلق کرده بودند و سرودن شعری که یک سر و گردن بالاتر باشد، سخت بود. اما بروسان با نوآوری در شعرش، توانست از پس این کار بر بیاید. نمونه‌اش تصاویری که در آن‌ها طعم فراق را به طعم فلفل یا دلشوره را به زنانی که در دلش زعفران می‌چینند، غم را به سنگی که دنبالش می‌کند و ... هستند.

شاعر مجموعه «وقتی که برف می‌بارد» گفت: این نوآوری‌های صمیمانه، غیر آوانگارد و ساختارشکنانه باعث شد بروسان بتوان هم با مخاطب ارتباط برقرار کند و هم در نظر ارزیابان و منتقدان شعر، خودش را تثبیت کند. شعرا مانند دسته گنجشک‌ها هستند و وقتی یکی‌شان از درخت به زیر بیافتد، جیک جیک بقیه بلند می‌شود. شاعران توقع دارند حداقل دوستانشان قدرشان را بدانند. بعد از این حادثه به دوستان گفتم جایزه شعر خبرنگاران موثرترین انتخابش را از دست داد. شاعران این موضوع را خیلی خوب درک می‌کنند ولی متاسفم که بگویم برخی نهادها که قائم‌مقامی شعر را در وزارت‌خانه‌ها یدک می‌کشند، در چنین مواقعی به اندازه یک پیام تسلیت، کارآمد نیستند و وقتی چنین سرمایه‌های معنوی را از دست می‌دهیم، متولیان رسمی این حوزه، کمترین توجهی نسبت به موضوع دارند. البته شاید این حقیقت، خالی از حکمت نباشد و حکمتش هم این باشد که چنین شاعرانی اصالت و حقانیت دارند و این اصالت را نمی‌شود با عناوین به وجود آورد.

هنوز باور نکرده‌ام که چیزی بتوانم بنویسم. گفته بود "بگو مردم با دست و دلی باز گریه کنند و همسرم صورتم را از باد برگرداند و به سمتی ببرد که دلم را برد..."

همسری که گفته بود "افسردگی‌ام طبیعی است اما کاری کن رضاجان پاییز تمام شود".

حالا نه این هست که کاری کند و نه آن.

راستی از دست چه کسی کاری برمی‌آید؟!

فعلا به اشک و پیامی بسنده کردیم:

پيام تسليت براي درگذشت دو شاعر

سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
1390/09/14
12-05-2011
19:34:54
9009-08906: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

دبيرخانه‌ي جايزه‌ي شعر خبرنگاران و دبيرخانه‌ي سلسله نشست‌هاي فرهنگي «عصر روشن» در پيام مشتركي، درگذشت غلام‌رضا بروسان و الهام اسلامي را تسليت گفتند.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، متن پيام به اين شرح است:

مرگ چگونه مي‌تواند از تو تنها گودالي را پر كند؟! چگونه مي‌توان باور كرد غلام‌رضا بروسان درختي است كه به پهلو افتاده، غم همچون سنگي ما را در سراشيبي دنبال مي‌كند، بشكه‌هايي بزرگ را در دل‌مان جابه‌جا مي‌كنند و نمي‌دانيم چه بايد كرد با فلفلي كه طعم فراق مي‌دهد!؟

شنيدن خبر درگذشت شاعر بر قلب و قلم چنان سنگيني مي‌كند كه واژه را ياراي سخن گفتن از آن نيست. دبيرخانه‌ي جايزه‌ي شعر خبرنگاران و دبيرخانه‌ي سلسله نشست‌هاي فرهنگي «عصر روشن»، درگذشت غلام‌رضا بروسان ـ شاعر ـ و همسرش الهام اسلامي ـ شاعر ـ را به جامعه‌ي فرهنگي كشور، بويژه شاعران دردمند و دل‌خسته، تسليت مي‌گويد و يادشان را گرامي مي‌دارد.

رضا بروسان با كتاب «يك بسته سيگار در تبعيد» نخستين جايزه‌ي شعر خبرنگاران را در سال 85 دريافت كرد و با مجموعه شعر «مرثيه براي درختي كه به پهلو افتاده است» مهمان ويژه‌ي دوازدهمين نشست «عصر روشن» در ارديبهشت‌ماه 90 بود. الهام اسلامي نيز با مجموعه شعر «دنيا از ما چشم برنمي‌دارد» در رقابت پنجمين دوره‌ي جايزه‌ي شعر خبرنگاران شركت داشت.

اين دو شاعر امروز (دوشنبه، 14 آذرماه) به همراه فرزند دلبندشان در يك سانحه‌ي رانندگي از دنيا رفتند.

انتهاي پيام

كد خبر: 9009-08906
خبرهاي مرتبط:

عصري مديون رسانه‌ها

نشست نوزدهم "عصر روشن" هم برگزار شد. در اين روزهاي سرد پاييزي و سياست‌زدگي، عصر داغي بود با بحث‌هاي احمد غلامي و محمدهاشم اكبرياني با چاشني داستان‌خواني فرشته نوبخت، مريم منصوري، آيدا مرادي آهني و احمد طبايي. چه خوب كه بخش قابل توجهي از نسل‌هاي متاخر داستان‌نويسي ما را زنان تشكيل مي‌دهند.

در نشست پنجشنبه، دوستان ديگري از اهالي ادبيات و رسانه ازجمله ابراهيم زاهدي مطلق، سيروس نفيسي، يوسف انصاري، پريا نفيسي، آيت دولتشاه، آرش نصرت‌اللهي، شيما بهره‌مند، بهاءالدين مرشدي، مردعلي مرادي، صادق وفايي، شاهده يوسفي، محمد تاجيك، معصومه نصيري، شادي خوشكار خيري، فاطمه كريمخان، مرجان رضائيان و چند نفر ديگر از اين اقشار حضور يافته بودند كه برخي از آن‌ها در بحث مشاركت داشتند و گزارش‌هاي به‌نسبت كامل مهر و ايسنا را از بحث درباره‌ي جايزه‌هاي ادبي، در بلاگ عصر روشن مي‌توانيد بخوانيد.

در ابتداي اين نشست، در جمله‌هايي، اعتراف كردم كه بارها از برگزاري اين نشست‌ها خسته شده‌ام و گاه به اين فكر كرده‌ام كه آيا مي‌شود تعطيلشان كرد؟ اما هربار دو اهرم فشار از اجرايي كردن چنين طرحي جلوگيري كرده است. يكي اين‌كه واقعا نشست‌هاي عصر روشن به مالكيت عمومي انتقال يافته و اين‌كه بسياري از بزرگان فرهنگ اين مملكت در مواجهه‌هاي حضوري - ولو در خيابان - درباره مباحث برخي نشست‌ها ديدگاه خود را ابراز مي‌كنند يا اين‌كه مبداء اي‌ميل‌هاي دريافتي در موافقت يا مخالفت و يا سپاس يا پيشنهاد موضوع، از اقصانقاط دور و نزديك اين مملكت گرفته تا چين و اروپا و ايالت‌هاي مختلف آمريكا را شامل مي‌شود، خود گوياي اين است كه ديگر تنها ما نيستيم كه درباره حيات اين نشست‌ها بايد تصميم بگيريم.

نكته‌ي دوم، لطف و همراهي دوستان رسانه‌يي بوده كه موجب شده مباحث ما به‌واسطه‌ي حمايت‌هاي آنان - كه قطعا بيشتر به‌دليل استقلال و نوع رفتار و مباحث اين نشست‌هاست - به گوش و چشم همه‌ي اين دوستان مي‌رسد.

اين مهم را وقتي مي‌دانم، بايد سپاس‌گزاري‌ مي‌كردم و بايد سپاس‌گزاري كنم.

«بحثي درباره‌ي جايزه‌هاي ادبي» در «عصر روشن»

سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
1390/09/08
11-29-2011
12:15:04
9009-05446: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

نوزدهمين نشست «عصر روشن» با ميزگرد «بحثي درباره‌ي جايزه‌هاي ادبي» برگزار مي‌شود.

به گزارش بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين نشست كه با داستان‌خواني نويسندگاني چون فرشته نوبخت، مريم منصوري، آيدا مرادي آهني و احمد طبايي همراه خواهد بود، محمدهاشم اكبرياني، احمد غلامي و عليرضا بهرامي (دبير نشست‌هاي عصر روشن) در ميزگردي، به بحث درباره‌ي موجوديت و واقعيت‌هاي جايزه‌هاي ادبي از منظرهاي مختلف مي‌پردازند.

احمد غلامي، باني و دبير جايزه‌ي منتقدان و نويسندگان مطبوعات است كه تاكنون 10 دوره از آن به انجام رسيده است. هاشم اكبرياني نيز باني و دبير جايزه‌ي شعر خبرنگاران است كه دوره‌ي ششم آن در حال برگزاري است. عليرضا بهرامي هم از مؤسسان و داوران همين جايزه‌ي عمومي است.

همچنين داستان‌خواني‌هاي اين نشست همچون برخي نشست‌هاي ديگر «عصر روشن»، به نمايندگاني از نسل نو داستان‌نويسي ايران اختصاص يافته است. تا كنون، مجموعه‌هاي داستان «دو كام حبس» از مريم منصوري، «مرغ عشق‌هاي همسايه‌ي‌ روبه‌رويي» و «كلاغ» از فرشته نوبخت و «پونز روي دم گربه» از آيدا مرادي آهني به علاقه‌مندان ادبيات داستاني عرضه شده است. همچنين از احمد طبايي داستان‌هاي ميني‌مال مختلفي در نشريات ادبي انتشار يافته است.

نوزدهمين نشست از سلسله نشست‌هاي فرهنگي «عصر روشن» از ساعت 16 روز پنج‌شنبه ( 10 آذرماه جاري) در نشاني: تهران، خيابان سميه، نرسيده به تقاطع مفتح، كتاب‌سراي روشن، برگزار خواهد شد.

انتهاي پيام

كد خبر: 9009-05446

فلسفه وجودي و وظيفه روزنامه‌نگار

* چند وقت پيش كه صحنه برخورد فيزيكي شديد با داور يك بازي فوتبال دسته ۱ در تالش از رسانه‌هاي انگليس هم به‌عنوان سند ايرانيت ما پخش شد! يك نكته كه تقريبا هيچ‌كس در رسانه‌ها به آن نپرداخت توجهم را جلب كرد. آن‌هم اين‌كه حتا در برنامه جنجالي تلويزيون كه فيلم مربوط پخش و اظهار تاسف و تاكيدهايي هم منتشر شد، هيچ‌كس اشاره‌اي نكرد كه وظيفه ماموران انتظامي كه در صحنه حاضر بودند و به‌دنبال افراد حاضر در نزاع به‌آرامي - فقط - مي‌دويدند، چه بود؟ اساسا آن‌ها در ورزشگاه حضور يافته بودند كه چه كنند؟ با چند متمم و روايت ديگر كه در ذهنم چرخ زدند، اين پرسش را مدام از خودم پرسيدم كه به‌راستي فلسفه‌ي وجودي و وظيفه‌ي نيروي انتظامي در اين مملكت چيست؟ براي يادآوري به دوستاني كه برخي پاسخ‌ها را احيانا به‌كنايه مطرح مي‌كنند مي‌گويم كه آن وظيفه‌ها هم براي ارگان‌هاي ديگري تعريف شده است و نوبت به نيروي انتظامي نمي‌رسد.

** امسال دو ميليون و ‌927 هزار و ‌717 زائر مسلمان در مراسم حج حضور داشتند كه يك ميليون و ‌828 هزار و ‌195 زائر از كشورهاي مختلف جهان و يك ميليون و ‌927 هزار و ‌717 زائر مسلمان از عربستان بودند. گويا بانک جهانی اعلام کرده که درآمد عربستان از برگزاری مراسم حج امسال به ۳۰ میلیارد دلار رسيده که از این رقم یک ششم، معادل پنج میلیارد دلار - پنج هزار ميليارد تومان - از طريق زائران ایراني تامين شده است. تنها در 22 روز نخست مراسم حج، چهار ميليون مكالمه معادل هفت ميليون و 500 هزار دقيقه بين ايران و عربستان برقرار شد كه قطعا تا پايان موسم حج، به حدود دو برابر رسيده است. حال اين رقم‌ها را با ضريب هزينه‌ي دقيقه‌اي حدود ۵۰۰ تومان از عربستان و ۲۰۰ تومان از ايران در نظر بگيريد تا به يك رقم درشت برسيد. 

ما امسال بيش از ۱۰۳ هزار نفر زائر داشتيم كه اگر هر كدام ميانگين دست‌كم حدود ۱۰ هزار دلار در عربستان خرج كرده باشند و سوغاتي خريده باشند و هر كدام هم حدود چهار ميليون تومان خرج پارچه نوشت، قرباني و وليمه‌شان به اقوام و آشنايان بي‌نياز و بعضا متمولشان شده باشد، نزديك به نفري ۱۵ ميليون تومان خرج اضافه داشته‌اند. درواقع هر زائري در برابر يكي دو ميليون خرج اصلي براي يكي از فروع دين خود، ميانگين هفت هشت برابرش را خرج اضافي دارد كه در مجموع مي‌شود چيزي حدود هزار و ۵۴۵ ميليارد تومان خرج اضافه‌ي جانبي. به نظر شما اگر تعداد گرسنه‌ها و محرومان كشورمان را بر اين رقم تقسيم كنيم، سالي چقدر پول به هر كدامشان مي‌رسد تا فرزندشان را بفرستند دانشگاه، بفرستند خانه بخت، نفرستند زندان، نفرستند بيمارستان و تيمارستان، نفرستند ... و نفرستند سينه‌ي قبرستان؟

*** شكوفايي صنعت سينماي چين در سال ‌٢٠١١ نيز ادامه خواهد يافت و فروش گيشه سينماهاي اين كشور امسال از مرز دو ميليارد دلار خواهد گذشت تا فروش ‌٥/١ ميليارد دلار سال گذشته را پشت سر بگذارد. گزارش سالانه‌ي انجمن سينماداران چين نشان مي‌دهد، پرجمعيت‌ترين كشور جهان در ‌٩ ماهه اول امسال حدود ‌٦٣٠ سالن سينما راه‌اندازي كرده است كه اين به‌معناي افتتاح روزانه ۲ سالن سينماي جديد در اين كشور است. آكادمي سينماي چين پيش‌بيني كرده است، درآمد گيشه‌ي‌ سينماي اين كشور تا سال ‌‌٢٠١٥ به چهار و نيم ميليارد دلار خواهد رسيد كه در اين صورت اين كشور به دومين بازار فيلم بزرگ جهان پس از آمريكا تبديل خواهد شد. اما همه‌ي اين‌ها به يك طرف، نكته جالب اين است كه در نيمه‌ي نخست امسال، ‌١٠٣ فيلم در سينماهاي چين اكران شدند كه از اين تعداد ‌٢٩ فيلم خارجي بوده است. يعني حداكثر ۳۰ درصد تعداد فيلم‌ها را محصولات غربي و آمريكايي تشكيل داده‌اند و به اين ميزان از موفقيت رسيده‌اند. يعني روزانه ۵/۵ ميليون دلار فروش گيشه و افزايش روزي دو سالن سينما. درواقع چيني‌ها در هر روز معادل يك سال سينماي ايران فروش بليت دارند. 

**** خبر هولناكي بود كه گفتند "حسين قندي" روزنامه‌نگار پيشكسوت و استاد متخصص تيتر ايران در ۶۰ سالگي به بيماري مهلك فراموشي مبتلا شده است.

علي‌اكبر قاضي‌زاده، يكي مثل خودش، نوشت: از من بپرسيد مي‌گويم، احساس حسين وقتي او را از درس دادن در دانشكده ارتباطات دانشگاه علامه كنار گذاشتند، ترك برداشت. تدريس در دانشكده خيابان كتابي افتخار بزرگ او بود. انتظار داشت رييس دپارتمان، استادان بزرگ‌تر، دانشجويان يا نمي‌دانم شايد مطبوعات فرياد اعتراض برآورند؛ كسي به خود تكاني نداد. يعني كسي كه حرفش اثر داشته باشد، چيز مهمي نگفت. به من مي‌گفت بگذار يك ترم بگذرد، سراغم مي‌آيند. چند ترم هم گذشت. باز هم در سكوت. از سال 86 ناگهان احساس كرد بايد اندازه‌هاي دايناسوري خود را باز شناسد.