*خيلي دوست نداشتم حالا كه پس از مدت‌ها يك پست شعر گذاشته‌ام تا چند روزي پست جديد بنويسم. اما خب نوشتن گاهي جنون دارد و نمي‌شود كاري‌ش كرد.

مدتي بود به يكي از دوستان مشغول در خبرآنلاين گفته بودم كه دوست دارم درباره نكته‌اي مربوط به سريال تلويزيوني مختارنامه چيزي بنويسم. بله خب يك يادداشت هم طرح و اجرا دارد. به لطف دوست ارجمند، پس از چندي اين دست و آن دست كردن، نيم ساعتي نشستم و نوشتم و رفتم به چند روزي دوري از اينترنت. يادداشت هم در خبرآنلاين با اين عنوان منتشر شد:

اشتباه بزرگ ميرباقري در مختارنامه

ديروز خبردار شدم كه دو روزي است كه اين يادداشت پربازديدكننده‌ترين مطلب سايت بوده و امروز هم با يك جست‌وجوي ساده گوگلي مطلع شدم كه به شكل پرشماري در سايت‌هاي اينترنتي ديگر هم انعكاس يافته و در برخي از آن‌ها هم مانند جهان‌نيوز، عنوان پربيننده‌ترين مطلب روز بخش فرهنگ و هنر سايت را به خود اختصاص داده. با چند نفر از دوستان نويسنده و شاعر هم كه تماس‌هايي داشتم اطلاع مي‌دادند كه يادداشت را خوانده‌آند و درباره‌اش نظر مي‌دادند.

شايد براي لحظه‌هايي خوشحال شدم موضوعي كه به‌نظرم خيلي مهم بوده، چقدر مخاطب پيدا كرده و ديده و شنيده شده است.

اما وقتي نظرات برخي از خوانندگان را در اين سايت‌ها خواندم، ديدم كه اي دل غافل، در برابر برخي كه موضوع يادداشت را به‌خوبي درك كرده بودند، در نزد بسياري انگار فقط به‌خاطر حاشيه‌هايش ديده و خوانده شده است، نه موضوع مغز مطلب. كلا اين روزها حاشيه بدجوري بر متن غلبه يافته است. نمونه‌هايش را در فرهنگ و هنر و ورزش و سياست و ديگر جنبه‌هاي اجتماع به‌وضوح مي‌توان ديد.

*پنجشنبه ازسوي جناب آقاي يوسف عليخاني و جناب آقاي ميثم نبي دعوت بودم نشر آموت، براي نشست نقد مجموعه شعر جناب آقاي عليرضا روشن، همراه با جناب آقاي مجتبي پورمحسن. به‌نظرم جلسه خوبي بود و بحثي جذاب درگرفت درباره حركت‌هاي ساختارشكن در حوزه زبان شعر چند دهه اخير و حركت‌هايي كه در عين سادگي، اصيل‌تر و ماناتر مي‌دانمشان. حيف كه متن نشست به‌صورت كامل پياده نشده و خلاصه‌اي از آن، توسط خبرگزاري مهر، خبرگزاري كتاب ايران و سايت ماندگار منتشر شده است. خيلي دوست دارم متن كامل نشست به‌همت يكي از دوستان در روزهاي آتي در جايي منتشر شود، اما عجالتا اين‌را بخوانيد: «کتاب نیست»

* اين‌كه در پست پايين مي‌خوانيد، قصه يا حكايت يا ماجراي مردي است: