تبليغاتX
تا آخر دنيا برايت مي‌نويسم - خارج از دسترس
شعر و درد و عشق و ادبيات

مثل موش خاكستري شده‌ام

كه عرض خيابان را دويده

و حالا در خم يك دهليز كوچك

نفس‌نفس مي‌زند و

احساس امنيت مي‌كند

كاش مثل پرنده‌اي نارنجي بودم

كه در مسير كوچ

جايي در بلندي اتراق مي‌كند

و هزار پرنده‌ي ديگر

 از برآمدگي سينه‌ي شطرنجي‌اش

                            بيرون مي‌جهد

(ارديبشهت ۸۸)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 17:35  توسط عليرضا بهرامي  |