ناشران در ارزيابي بيست و يكمين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران، به وضعيت فروش كتابهايشان در نمايشگاه امسال اشاره كردند.
خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در گفتوگوهايي با تعدادي از ناشران، ارزيابي آنها را از نمايشگاه كتاب جويا شده است، كه گزارش آن در پي ميآيد:
«تا آخر دنیا برایت مینویسم» نخستین مجموعه شعر
"علیرضا بهرامی" شاعر و خبرنگار ايراني است كه از سوی
انتشارت "داستانسرا" روانه بازار كتاب شده.

این مجموعه در چهار بخش تقسیم شده كه دو بخش نخست با عناوین "دارم شبیه خودم حرف میزنم" و "وجین" در بر گیرنده غزل و دو بخش پایانی "سفرنامهی تندباد" و " امان نامه" شامل دوبیتیها هستند.
اشعار این مجموعه كه در 80 صفحه از سوی انتشارات داستان سرا منتشر شده، دارای زبانی روان و یكدست است كه به نظر دلگیری و دوری از مضامین مورد توجه شاعر هستند .
«گفته بودم سر فرصت بنویسم كه هوا دل گیر است
شهر بی چهره همان است؛ولی ثانیهها دل گیر است» (خانه سیاه است،23)
غزلهای پایانی با توجه به زمان سرایش از اندیشههای برجستهتری سود میبرند كه نشان میدهد شاعر روبه جلو در حركت است و در زبان و اندیشه سعی در به روز نمودن آثار خود را دارد. از دیگر نكات محسوس در این مجموعه، استفاده شاعر از مصرعهای طولانی در برخی غزلهاست.
« تمام راه را بدون تو، بدون ارتباط دستهای گرم تو، دویده ام
و روی برف سهمگین آخرین غروب،بیهدفتر از همیشه خط كشیدهام»(زمستان، 31)
دوبیتیها پایان دهنده نخستین مجموعه شعر بهرامی هستند كه تعدادی از آنها را باهم مرور میكنم:
امان از فطرت دریایی ما
كه باید عاقبت دل زد به دریا
دلم یك عمر مردابیترین بود
و اما عشق ، اما عشق، اما...
****
نشانی مرا از غم بگیرید
برای غربتم ماتم بگیرید
اگر عصری به پاییزان رسیدید
سراغی از دل من هم بگیریید
****
امان از آتش و پای برهنه
اما از غربت و تلخی صحنه
از این جا تا به مسجد، پشت در پشت
امان از این همه جلاد و شحنه !
شیراز- صندوق پستی 1687-71365
تلفن : 09177118920
پایان پیام
****
لينك خبر در آتيبان
|
گروه ادب: نخستين مجموعه شعر «عليرضا بهرامی» شاعر و خبرنگار با عنوان «تا آخر دنيا برايت مینويسم» با شعرهايی در حوزه دفاع مقدس منتشرشد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) اين مجموعه با چهار سرفصل منتشر شده است كه عبارتند از: «دارم شبيه خودم حرف میزنم»، «وجين»، «سفرنامهی تندباد» و «اماننامه». اين اشعار كه 80 صفحه را در بر میگيرد همگی در قالب غزل و دوبيتی سروده شدهاند. برخی از شعرهای اين مجموعه حال و هوای دفاع مقدس دارد كه برای آشنايی بيشتر با آن غزل «سهم عشق» را مرور میكنيم. دو استخوان و يك پلاك، انتهای ماجرا و شايد انتهای ماجرا نه، ابتدای انتها دوتكه استخوان و خاك، سهم عشق از تو شد تمام خاطرات دور، كل اعتبار ما به مقصد تو در جنوب، ضلع غربی زمين هزار نامه پست شد ـ پر از گلايه و دعا گلايه از نيامدن و سالهای انتظار دعا برای آمدن، برای ديدن شما هزار بار زنگ در، هزار بار اضطراب هزار نامه بازگشت، در مدار روزها چه روزهای ممتدی، چه انتظار مبهمی! خدای من كه عاشقی، خدای من! ببين مرا دوباره زنگ و اضطراب، و نامه نه، كه نام تو و بازگشت ديگری در انتهای ابتدا اين مجموعه به كوشش انتشارات «داستانسرا» با قيمت 1500تومان در بازار كتاب عرضه میشود. |
| دفتر شعر "تا آخر دنیا برایت می نویسم" سروده علیرضا بهرامی توسط نشر داستان سرا منتشر شد. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، شعرهای علیرضا بهرامی در چهار بخش آمده است. بخش اول ذیل عنوان "دارم شبیه خودم حرف می زنم" غزلهای سالهای 83 تا 85 او را شامل می شود. بخش دوم تحت عنوان "وجین" گزیده غزلهای او را تا سال 82 تشکیل می دهد و در بخش دیگر که "سفرنامه تندباد" نام دارد شعرهای بهرامی از سالهای 74 تا 78 گنجانده شده است. بخش دیگر تحت عنوان "امان نامه" نیز متعلق به سال 83 است.
بهرامی در یادداشتی در آغاز کتاب بخشی از حقوق معنوی اثرش را متعلق به علیرضا طبایی، حسین منزوی، قیصر امین پور، محمدعلی بهمنی، سلمان هراتی، تیمور ترنج، ابوالفضل فاتح، حسن قریب، جان باختگان هواپیمای c130 و... دانسته است. او در قطعه "تا آخر دنیا" که نام کتاب نیز ماخوذ از آن است سروده است: تا با منی و تا برایت می نویسم... تا آخر دنیا برایت می نویسم / در ازدحام کوچه های تنگ تهران... احوال دریا را برایت می نویسم / تهران سیاه است و خیابانها بیابان... از سمت آبی ها برایت می نویسم... "تا آخر دنیا برایت می نویسم" سروده علیرضا بهرامی به تازگی در 80 صفحه، در شمارگان هزار نسخه و با بهای 1500 تومان منتشر شده است. |

این مجموعه در برگیرنده غزلهای سروده شده این شاعر ، بین سالهای 1382 تا 1385 را در بر گرفته است ،كه مراحل انتشار آن به پایان رسیده و به زودی در بازار كتاب ایران عرضه می شود.
برای آشنایی بیشتر با اشعار "بهرامی" چند شعر تازه از او را با هم مرور میكنیم.
علیرضا بهرامی: سالی كه قیصر امینپور، سیدجعفر شهیدی و حاج قربان سلیمانی را از ما گرفت، بهگمانم، تنها سال خوك كه نه، بیشتر، سال شغال بود! امید كه دیگر سال، سال پرندهای زیبا و خوشصدا؛ یا شاید پروانه باشد!
(1)
اصلا مهم كه نیست
اصلا به فكر غربت اینروزهای من
«اصلا به فكر غیبت پروانهها نباش»
اصلا گمان نكن كه دلم تنگ میشود
یا از غم شنیدن اخبار ناگوار
یا از هجوم اینهمه زخم زبان كه باز...
- در عنفوان بیكسیام -
افسرده میشوم
من خواب دیدهام كه كسی
قاب تمام پنجرهها را شكسته است
و چشمهای آینهها و
چراغ را...
با این وجود،
منشور رنگ هیچكدام از دقیقهها
فرقی نكرده است
پس فكر هم نكن كه دلم
دیوانه میشود
یا قرص میخورم
كه روی پای خودم
آوازهای عاشقیام را بخوانم و
به صبح بگویم:
سلام؛ روز بهخیر!
از اضطراب نیست اگر حرف میزنم
از سرنوشت نیست اگر درد میكشم
اصلا مهم كه نیست
اصلا به فكر من...
به فكر غربت اینروزها نباش
(2)
همیشه درك نكردم غم صدای تو یعنی...
خدا نخواست بفهمم كه چشمهای تو یعنی...
خدا نخواست بفهمم در این هزارهی پوچی
سكوت عمق نگاهت... كه ماجرای تو یعنی...
به یك تامل غمگین، و یك اشارهی مبهم
دوباره درد كشیدیم پا به پای تو - یعنی
هزار بغض گلوگیر و در سكوت شكستن
هزاره پشت هزاره ولی برای تو یعنی...
بر ارتفاع بلند كدام ابر نشستی؟
كه شهر غمزده منهای چشمهای تو یعنی...
در این سكوت و هیاهو، در این فضای نفسگیر
بخوان؛ صدای تو خوب است - در صدای تو یعنی...
(3)
چه ساده از كنار هم عبور میكنیم
و خاطرات رفته را مرور میكنیم
چه ساده دست ناگزیر مرگ روی شانههای ما كشیده میشود
دوشنبههای مختصر، سهشنبههای خوفناك،
و انتظار و حسرت همیشگی
برای آن نگاههای پشت مه،
امیدها و دستهای رفته زیر خاك،
و روزهای رفتهای كه رفتهرفته كمشمار میشوند
در امتداد پنجره
در انحنای كوچهها
«بر آستان كوه و دشت گریه میكنم...
«تو میروی
قطار میرود
تمام ایستگاه»... بر سرم خراب میشود!
(4)
گم ماندهای و قاصدكان درد میكشند
آوارهی تو، كل جهان درد میكشند
حد جنون و دربهدریهای مختصر
تا بگذرد، زمین و زمان درد میكشند
آدم هم از همان دم خلقت تو را نداشت
اینگونه شد كه آدمیان درد میكشند
در انعكاس حادثهی اولین شكست
تاریخ و هر چه كون و مكان درد میكشند
تو سرنوشت حتمی اولاد آدمی
تا از ادامههای همان درد، میكشند
در عمق چاه، مانده چنین گریه میكنند
زندانندیدهها كه چنان درد میكشند
ای كاش میشد از ته دل داد میزدند
هرچند ساكتند، بدان درد میكشند
تا خواستند با تو كمی درد دل كنند
«حق با سكوت شد»؛ پس از آن درد میكشند
دنبال درد مشترك خویش، دربهدر،
هی پشت هم در این دَوَران درد میكشند!
پایان پیام
*****
* انتشار مجموعه شعر «تا آخر دنيا برايت مينويسم»
مجموعه شعر «تا آخر دنيا برايت مينويسم»، گزيده غزلهاي عليرضا بهرامي، در بيستويكمين نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران ازسوي نشر داستانسرا عرضه خواهد شد.
عليرضا بهرامي در گفتوگو با خبرنگار ادبي فارس گفت: اين مجموعه، غزلهاي 85-1383 و گزيدهاي از غزلهاي تا 1382 را بههمراه چند دوبيتي شامل ميشود، كه كار گزينش آن، سال گذشته با همراهي و همدلي عليرضا طبايي و قيصر امينپور در چند نشست انجام شد. جلد كتاب نيز با لطف و بزرگواري سيفالله صمديان، بر مبناي يكي از عكسهاي ريكاردو زيپولي - هنرمند و ايرانشناس ايتاليايي - طراحي شده است.
| مجموعه شعر "تا آخر دنیا برایت مینویسم" سروده علیرضا بهرامی مجوز نشر گرفت و به زودی منتشر میشود. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، این مجموعه که گزیدهای از غزلهای سروده شده بهرامی را در فاصله سالهای 1372 تا 1385 شامل میشود، توسط نشر داستانسرا منتشر خواهد شد. این شاعر و روزنامه نگار امیدوار است کتابش با توجه به مدت زمان اندک باقی مانده، در بیست و یکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران عرضه شود. علیرضا بهرامی با اشاره به روند صدور مجوزها گفت: ناهنجاریهای حاصل از ممیزی کتاب که فضای نشر کشور را تحت تاثیر قرار داده، بیش از آنکه مبتنی بر اعمال تفکرات ایدئولوژیک خاص باشد از ناهماهنگیهای اداری و حتی نقصهای ساختاری تشکیلاتی آن ناشی میشود. از بهرامی پیشتر گردآوری مجموعه شعری در رثای مرغان مهاجر سانحه سقوط هواپیما c130 منتشر شده است. |